محمد ابراهيم سبزوارى
25
شرح گلشن راز ( فارسى )
[ بيان فيض حق نسبت به انسان : ] ز فيضش هر دوعالم گشت روشن اول بايد دانست كه فيّاض حقيقى يكى بيش نيست ، به جهت آنكه « 1 » وصف فيّاضى « 2 » بر حقيقتى « 3 » اطلاق مىشود « 4 » كه در نزول فيض از او چيزى نكاهد ، و در رجوع به دو چيزى بر او نيفزايد . و اينگونه صفت بديهى است كه « 5 » منحصر و مختصّ در حقّ حقيقى است ، مثل سايهى انسان يا غير ، كه در افتادن بر زمين چيزى از انسان نمىكاهد ، و در رجوع به انسان « 6 » چيزى بر او « 7 » نمىافزايد . مقتضاى وجدان و برهان است « 8 » كه حكم اشياء به حق محيط ، حكم ظلّ و ذى ظل است . كما قيل : « اى سايهمثال ، گاه بينش ، * در پيش وجودت ، آفرينش » قوله تعالى : « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً » . و او - تعالى « 9 » - ، معطى كمالات است ، چه كمالات « 10 » اولى چون « 11 » وجود ، و چه كمالات ثانيه ، مثل « 12 » مصاديق وجود ، كه عبارت از علم و قدرت و اراده و غير ذلك است . و معطى الكمال ليس فاقد له ، بلكه بايد به نحو اعلا دارا باشد ، از باب آنكه « 13 » : « خشك ابرى كه بود ز آب تهى
--> ( 1 ) . پا : چه ( 2 ) . شا ، دا : فياضت ( 3 ) . شا ، دا : بر كسى ( 4 ) . پا : اطلاق بر حقيقتى مىشود . ( 5 ) . خا : و ( 6 ) . خا : ( يا غير . . . انسان ) را ندارد . ( 7 ) . شا : به دو ( 8 ) . شا : ( مقتضى وجدان و برهان ) را ندارد . ( 9 ) . خا : ( تعالى ) را ندارد . ( 10 ) . شا : كمال ( 11 ) . شا : مثل ( 12 ) . خا : اعنى ( 13 ) . شا : بهعلت آنكه